تماس باما پست الکترونيک آرشيو وبلاگ زندگينامه شهيد قجه اي صفحه نخست
درباره وبلاگ
اویی  که دشمن کمین کرده را وقتی به دام انداخت همچون مولا و مقتدایش  بخشید و کاری کرد که او و دوستانش مرید اخلاق و منش اش شوند . سردار شهیدی که دشمن را عاجز کرد. نه تنها دشمن که خواب و آرامش را نیز عاصی کرده بود .

پيوند هاي روزانه
پيوند ها
عنوان منو

                    حق علیرضا بود که شهید شود

۱۳۸۷/۰۸/۲۴: تاريخ

حق علیرضا بود که شهید شود

یک بار با جواد تاجیک نشسته بودیم، حرف از زحمت هایی که بچه ها می کشند می زدیم، در این بین زحمات علیرضا رستمی بیشتر از بقیه بود، بیشتر، سخت تر و بدون هیچ ادعایی یکباره هر دو با هم گفتیم اگر قرار باشد از بین همه بچه های راویان شهید شود، قطعا آن یک نفر *علیرضا رستمی* است...

روز سوم فروردین 1384 بود، بعد از نماز صبح، با عجله خودم را رساندم به ایستگاه ماشین های اهواز، از آنجا سوار یک پژو شدم و به سمت اهواز حرکت کردم، به امید آن که حال علیرضا خوب شود و در رساندنش به تهران کمک حالش باشم.

وقتی رسیدم بیمارستان، آقای بستاک و عباس کرمی و امیریان را دیدم، آنها گفتند: حال علیرضا بدتر شده است و دائما در حال بدتر شدن است.

تا ساعت 12 نیمه شب در بیمارستان به این طرف و آن می دویدیم. از خستگی گوشه ای خوابم برد.

جواد آمد و بیدارم کرد و گفت: سید یادته یه روز داشتیم می گفتیم- اگر قرار باشد یکی از راویان شهید شوند کیست؟ و تو گفتی رستمی-؟

سر بر شانه های همدیگر گذاشتیم و های های شروع کردیم به گریه کردن

منبع : سایت راویان نور

 نوشته شده در  ۱۳۸۷/۰۸/۲۴ساعت 7:22  توسط  

آرشيو موضوعي
آرشيو مطالب
امکانات
Copyright © 2011 All Rights Reserved by sardar.Blogfa.com