خصوصیات اخلاقی
او دفترچه يادداشتي با جلد آبي داشت كه اكثر دوستانش آن را به خاطر دارند.
صفحات داخل آن را با جدولهاي محاسبه نفس و گناهآن يوميه تبدیل كرده بود.
او هر روز كارهاي خود را بررسي مي كرد و از نفس خويش حساب مي كشيد. به محض اينكه بحثي
پيش مي آمد، سريع داخل جدول ها علامت مي زد و شب كه مي شد با بررسي آنها سعي ميكرد
در روزهاي بعد ميزآن حسناتش را بالا ببرد.
بآنگاه به اين دفتر، بعضي ازاعمال اورا ازنظرمي گذرانيم:
«سكوت در برابر باطل! شب 1/10/58 در تاکسي سوار شدم، ترآنه گذاشته بود.
اخطار نكردم كه رآننده ظبط را خاموش كند»
شهيد قجه اي سعي مي كرد از ساعات كار به نحو احسن استفاده كند. او به
نظم و آنظباط توجه بسيار داشت، و همين توجه به نظم بود كه از او در صحنه هاي نبرد فردي
پيشرو ساخت. در يكي از صفحات دفترچه او مي خوانيم:
«بي نظمي در كار: روز شنبه، بدون اينكه كار مثبتي انجام دهم گذشت...»
از همان اول صبح، كارم با برنامه و نظم پيش نرفت....براي صرف صبحآنه خيلي
وقت تلف كرديم....
شهيد قجه اي در روزگاري كه بسياري براي راحت زيستن، مصلحت انديشي، تنبلی
و....در انجام فرائض ديني خود كوتاهي مي كنند، نسبت به نماز خويش اهميت بسياري قائل
بود. او نمازي را خوشايند پروردگار مي دانست كه روح تعبد و كوچكي در برابر پروردگار
در آن جلوه گر باشد. از يادداشتهاي او مي شود فهميد كه در طي حيات خويش چه آندازه در
برابر خداي خويش اخلاص داشت و نماز را چگونه به پا مي داشته است و او خود را مقيد كرده
بود كه با شنيدن صداي اذان، نماز يه پا داشته و از انجام هر كار ديگري بپرهيزد. «نماز
بدون دقت: شب هنگامي كه اذان مي گفتند، چون در جايي مستقر نبودم، نتوانستم نمازم را
سر وقت بجا بياورم....
....شنبه ظهر خيلي ناراحت بودم، هر شخص آگاه و فهميده در اوج ناراحتي
به نماز مي ايستد تا آرامش پيدا كند، ولي چون من اين شناخت را ندارم، ناراحتيم باعث
شد كه نماز بي روح بخوانم.
.....چهارشنبه، نماز بدون وقت: ظهر چون سرپست نگهبآني بودم، نتوانستم
سر وقت نماز بخوانم.
.....نماز بدون وقت مغرب: چون براي آموزش به پادگان رفته بودم، هنگام
برگشتن، اذان گفته بودند، نمازم دير شد......
..... نماز بي روح: روز چهارشنبه به قدري گرفته و در خود فرو رفته بودم
كه يادم رفت ركعت چندم را مي خوانم.
حسين همواره سعي مي كرد اخلاق حسنه اسلامي را رعايت كند و از برخوردهاي
تند بپرهيزد.
«برخورد با مردم: 8/2/58 به علت تاثير ناراحتي از زخمي بودن هاشم سليميان
و حرف گوش نكردن او كمي در خانه ناراحتي كردم.
.....روز چهارشنبه برخورد با مردم: چون يكي از دوستان روي عهد و پيمآن
خود سستي كرده بود، ناراحت بودم و حتي وقتي سعي كردم، نتوانستم بخندم، چون حق داشتم
و رنج مي بردم.
اخلاق و رفتار روز دوشنبه......با مادرم سر اشتباهي كه كرده بود ناراحتي
كردم و بعد از يكي دو ساعت معذرت خواستم و با برادرم هم تند صحبت كردم. بايد سعي كنم
تكرار نشود»
سردار شهيدحسين قجه اي براي لحظه لحظه خويش برنامه گذاشته بود تا از اتلاف
وقت و بطالت جلوگيري كند. او در24 ساعت، فقط 6 ساعت مي خوابيد. او براي تفكر ارزش بسياري
قائل بود. در جايي از دفترچه آبي او مي خوانيم:
«شنبه درباره تفكر:به هيچ وجه كار فكري پيش نيآمد و دليل آن اين است كه
نظم در كارم نبود.
تفكر: روز پنجشنبه فكر كردم، حتي از يك ساعت هم خيلي زياد تر، البته فكر
نبود، خود خوري بود......
در كنار پرورش روح و روان، پرورش جسم نيز جايي خاص در برنامه روزانه او
داشت. غالبا صبحهاي زود، پس از نماز ورزش مي كرد، با كوهستان و كوههاي سر به فلك كشيده
مآنوس بود. در سطوري از دفترچه اش مي خوانيم: «.....شنبه درباره ورزش: امروز ورزش نكردم
و دليلش هم تنبلي است....
پرهيز از بيهوده گويي يكي از ديگر اموري بود كه شهيد قجه اي به آن توجه
داشت «روز پنج شنبه بيهوده گوئي: طي روز چند مورد تقريبا سخنان كوتاه و بيهوده اي به
زبان آوردم......
او خود را مقيد كرده بود كه روزهاي دوشنبه و پنج شنبه را روزه بگيرد و
تا هنگام شهادت نيز بر اين امر پايدار بود.
شهيد قجه اي از غيبت كردن حتي پشت سرد شمنآن نيز پرهيز مي كرد. هنگامي
كه مجبور شده بود به قول خودش غيبتي بكند، در دفترچه آن را اينگونه عنوان مي كند«روز
پنج شنبه، غيبت: بنا به وظيفه شرعي لازم دانستم براي لوث كردن بعضي از منافقان غيبت
كنم.»
چون روز جمعه روز راي گيري بود، مجبور شدم براي لوث كردن بعضي چهره ها،
افشايشان كنم. ولي در برخي موارد بيخود بود، چون شنوندگان خود اطلاع داشتند».
مطالعه از جمله كارهايي بود كه شهيد قجه اي براي آن جايگاهي ويژه در برنامه
ريزي خود قرار داده بود. اگر روزي موفق نمي شد مطالعه كند، به سادگي از آن نمي گذشت
و به خود گوشزد مي كرد كه روز بعد كمبود آن را جبران كند.
«.....مطالعه: در روز شنبه مطالعه نكردم.....
روز دوشنبه: نه كار مثبتي انجام دادم نه كار مطالعه كردم. وقتي هم كه
خواستم مطالعه كنم خوابم برد......
شهيد قجه اي كه خود از خانواده اي مستضعف بود، هيچ گاه گرسنگان و مستمندان
را از ياد نمي برد. او براي هر لقمه اي كه مي خورد، محاسبه داشت. در حالي كه عده اي
به آنچه مي خوردند و اسراف و تبذيري كه مي كنند، هيچ اهميتي نمي دهند، او براي كمترين
چيزها از خود بازخواست مي كرد:
«اسراف در غذا: روز چهارشنبه در خوردن نارنگي زياده روي كردم و به آنهايي
كه ندارند بخورند، فكر نكردم.....»
سردار شهيد مصداق بارز«حاسبو اقبل آن تحاسبو» و«موتو اقبل آن تموتوا»
بود. او پيش از آنكه دچار محاسبه اخرت گردد، اعمال و كردار خويش را در دنيا به محاسبه
كشيد و پيش از آنكه مرگ به سراغش بيايد، عاشقآنه مرگي سرخ را برگزيد. در ابتداي دفترچه
آبي او سه جمله نوشته است:
- پايه هاي اسلام چيست؟
چگونه مي توان زيست؟
شهادت چيست؟