سردار شهید یوسف کابلی
یک هفته بعد از ازدواج ، یوسف راهی جبهه شد . پس از مدتی به تهران برگشت
ودر یکی ازمناطق جنوبی تهران خانه ای اجاره کرد تا به قول خودش به بهشت زهرا (س) نزدیک
ترباشند و خانواده اش پس از شهادت او راحت تر سر مزارش بروند.یک سال از ازدواجش می
گذشت . بعد ازظهر یکی از روزها ، یوسف که به دلیل شهادت حسین قجه ای ، از رفقای صمیمی
اش ،غمگین بود ، به مخابرات رفت تا با تهران تماس گرفته خبری از خانواده بگیرد. وقتي
هم خبر تولد بچه هاش رو شنيد اولي رو به نام حسين قجه اي ،حسين گذاشت دومي رو هم به
ياد عليرضا ناهيدي گذاشت ، عليرضا...

قسمتی از نامه سردار شهید یوسف کابلی به
فرزندانش
بسم الله الرحمن الرحیم
پسران خوبم سید حسین و سید علی رضا ، سلام
علیکم
ان شاء الله که حال شما و مامان خوب باشد و در پناه خدای مهربان سلامت
باشید . من هم الحمدالله خوبم و دعاگوی شما. می دانم آن طور که لایق شماست ، به شما
خدمت نکرده ام ، ولی خدا می داند که در قبال خون شهدا که هر قطره اش راهنما و دریای
رحمت و نور است ، شرمنده ام و عقب مانده . ان شاء الله شما دو برادر ، که نام تان نام
دو شهید بزرگ جبهه هاست ، بتوانید طلبه شوید و ادامه دهنده ی راه شهدا و راه امام حسین
(ع) باشید که پایه گذار قیام و ظهور امام زمان (عج) است.می دانم که شما از نسل امام
حسن (ع) و پیغمبر (ص) و خون تان و شیرتان پاک و حلال است ، پس تقوا پیشه کنید و از
حرام و شبهات بپرهیزید ....
برای عظمت اسلام و ظهور امام زمان (عج ) دعا کنید و بدانید مومن نمازش
اول وقت و حتی الامکان به جماعت است و آن هم حتی الامکان با خضوع و خشوع قلب ...