تماس باما پست الکترونيک آرشيو وبلاگ زندگينامه شهيد قجه اي صفحه نخست
درباره وبلاگ
اویی  که دشمن کمین کرده را وقتی به دام انداخت همچون مولا و مقتدایش  بخشید و کاری کرد که او و دوستانش مرید اخلاق و منش اش شوند . سردار شهیدی که دشمن را عاجز کرد. نه تنها دشمن که خواب و آرامش را نیز عاصی کرده بود .

پيوند هاي روزانه
پيوند ها
عنوان منو

                    صحابی محکم و بی‏‌تزلزل حاج احمد متوسلیان

۱۳۹۶/۰۴/۰۱: تاريخ

در بخش‌هایی از کتاب  "وقتی مهتاب گم شد" می‌خوانیم:

 

... روز از نیمه گذشت. هواپیماهای خودی توپخانه عراقی‏‌ها را بمباران کردند و توپخانه هم چند آتشبار کاتیوشا را برای چندمین‌بار، روی تانک‌‏های عراقی ریخت. تا آن ساعت اجساد حدود هشتاد نفر از بچه‌‏های گردان ما دور و برمان بود. روی پیکرشان خمپاره‏ و توپ‏ فرود می‌‏آمد، ولی کاری از ما برنمی‌‏آمد. باید غروب می‏‌شد. اما آیا این رؤیا به واقعیت بدل می‏‌شد؟

نه فقط ساعت که حتی دقیقه و ثانیه‌‏ها نیز ‌‌کند می‏‌گذشت. هر دقیقه مثل یک ساعت شده بود. خورشید هم انگار خیال غروب کردن نداشت. زمین هم از گرما و تف حرارت خورشید می‏‌سوخت و هم از آتش بی‏‌وقفه عراقی‏‌ها. بیشتر بچه‏‌ها نماز را به هر شکلی که ممکن بود در حین نبرد با پوتین، بی‌‏وضو، یا حتی بی‏‌تیمم، رو به قبله یا به هر سمت دیگر، خواندند. در این میان آرامش معاون محور سلمان، حسین همدانی، توجهم را جلب کرد. او رو به سمت خرمشهر ـ احتمالاً رو به قبله ـ نشسته بود. با لباس پاره از موج انفجار و دست‏‌هایی که رو به آسمان بود و می‌‏گفت: «خدایا کمکمان کن. خدایا ما خیلی ضعیفیم. به فریادمان برس. خدایا سیاهی شب را برسان.»

صدای انفجارها و رگبارهای متوالی حکایت از درگیری شدید‏تر در سایر محورها داشت. زمین از شدت انفجارها زیر پایمان می‏‌لرزید، اما نمی‏‌دانستیم زلزله جنگ، روی جاده دارد اتفاق می‌‏افتد، یعنی جناح چپ ما که پیشانی نبرد با تانک‏‌های عراقی بود، یعنی مقاومت گردان سلمان فارسی به فرماندهی حسین قجه‌‏ای. همان قهرمان‌مردی که او را از مریوان می‏‌شناختم. همان صحابی محکم و بی‏‌تزلزل حاج احمد متوسلیان که روی جاده، تک‏تک نیروهایش را از دست داد. تانک‌‏ها روی آسفالت آمدند و مجروحان و شهدای گردان او را به آسفالت چسباندند و او از آخرین نفراتی بود که روی جاده می‏جنگید و تیر قناسة عراقی دقیق وسط پیشانی‏اش نشست. او روی جاده افتاد، اما جاده سقوط نکرد. تانک‏‌ها از مقاومت بچه‏‌ها خسته شدند. جنگ در روی جاده با شهادت فرمانده محور محرم، محسن وزوایی، و فرمانده شجاع گردان سلمان فارسی، حسین قجه‏ ای، و شهادت صدها نفر به پایان رسید.

 

 نوشته شده در  ۱۳۹۶/۰۴/۰۱ساعت 10:17  توسط  

آرشيو موضوعي
آرشيو مطالب
امکانات
Copyright © 2011 All Rights Reserved by sardar.Blogfa.com